یک بیت

مدعی گوید که با یگ گل نمی گردد بهار

من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

خاطره ای از یک معلم

جالب است

همکاری می گفت : امروز معاون مدرسه ی ما موبایلی از دانش آموزی گرفت ( مثلاً آوردن موبایل در مدرسه ممنوع است) . زنگ زد به اولیای دانش آموز . نه پدرش بود و نه مادرش. یکی از اقوام نزدیکش آمد مدرسه. مثلاً عمویش. در دفتر مدرسه -که معمولا با اتاق دبیران مشترک است- معاون رو به کرد به عموی دانش آموز: ما موبایل از این دانش آموز گرفتیم با این تصاویر و این نوع مطالب داخل آن ، حال چکار کنیم؟ عمو جان با قیافه ای حق به جانب رو به برادر زاده اش کرد و گفت: آخه بچه جان، چه بگویم! ببین( با دست اشاره ای کرد به معلمانی که در دفتر مدرسه بودند) این ها با این همه درس خواندن نتوانستند به جایی برسند و با این همه تلاش به این جا رسیده اند ؛ آخه تو با این کارهات می خواهی به کجا برسی؟  ( بعد رو کرد به معاون مدرسه ) گفت من از جانب ایشان قول می دهم دیگه از کارها نکند!

راستی معلمان در کجای اجتماع جای دارند؟        

بیتی از حافظ

بلا گردان  جان  و  تن ،  دعای  مستمندان  است   

که بیند خیرازآن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد